امتياز عليخان العرشي

85

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )

33 - نامهء پنجاه و سوم : [ فرمان امام به مالك اشتر . ] « هذا ما امر به عبد اللّه على امير المؤمنين مالك بن الاشتر فى عهده اليه حين ولاه مصر » ( 1 ) ( ج 3 ، ص 92 ) . حرانى در ( تحف العقول ، ص 28 ) ، [ ثقفى ، الغارات ، ج اول ، ص 260 ، 261 ] . 34 - نامهء پنجاه و چهارم : [ به طلحه و زبير ] . « اما بعد فقد علمتما ، و ان كتمتما ، أنى لم ارد الناس حتى ارادونى » ( 2 ) إلخ ( ج 3 ، ص 122 ) . ابن قتيبه ( الامامة و السياسة ، ص 72 ) ، اعثم كوفى ( كتاب الفتوح ) ، ابن - شهر آشوب [ مناقب ، ج 3 ، ص 90 ] . 35 - نامهء شصتم : [ به فرماندارانى كه سپاه اسلام از حوزهء آنان مى گذشت ] . « اما بعد ، فانى قد سيرت جنودا هى مارة بكم » ( 3 ) إلخ ( ج 3 ، ص 128 ) . ابن مزاحم كوفى ( كتاب الصفين ، ص 68 ) با تغييرى در الفاظ . 36 - نامهء شصت و دوم : به مردم مصر . « اما بعد ، فان اللّه سبحانه بعث محمدا نذيرا للعالمين » ( 4 ) إلخ ( ج 3 ، ص 130 ) . ثقفى ( الغارات ) ( 5 ) ، ابن ابى الحديد [ شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 295 ] خطبه مفصلى است كه بخشى از آن را شريف رضى نقل كرده است .

--> ( 1 ) اين عهدنامه‌اى است كه از بندهء خدا على بن ابى طالب به مالك اشتر بدان هنگام كه وى را ولايت مصر تفويض فرمود . ( 2 ) اما بعد ، همانا مى دانيد ، گر چه مى پوشانيد كه من بر آن نبودم تا مردم با من بيعت كنند تا وقتى كه آنان خود خواستند مرا . . . ( 3 ) اما بعد ، سپاهيانى را راهى كرده‌ام كه از سرزمينهايى كه از زير فرمان شماست خواهند گذشت . ( 4 ) اما بعد ، همانا خداوند محمد ( ص ) را براى بيم دادن جهانيان - از كردارهاى ناشايست - برانگيخت . . . ( 5 ) در كتاب « الغارات » كه با كوشش مرحوم استاد محدث چاپ شده است نامهء مفصلى است كه امام ( ع ) آن را خطاب به محمد بن ابى بكر و مردم مصر فرموده است ولى آغاز آن با آنچه در اينجا آمده است يكى نيست ر ك : الغارات ، ج 1 227 .